اندر باب یتیمی

به نام او که مهربان است... مهربان ترین است

 1- نهاد آموزش 

سال 1380 بود؛ یک از شبهای دهه ی محرّم. سخنران محترم، جمله ای را بر زبان آورد که هنوز که هنوز است، در خاطرم جا خوش کرده  و فراموشم نمی شود:"اگر ناظری به رفتار ما بنگرد، باورش می شود که ما پدر و صاحبی داشته باشیم ؟"به راستی که چنین است... شاید تنها لحظاتی اندک در شباروزمان، باور داشته باشیم که ما را پدری هست... صاحبی داریم. هر کاری دلمان (و تنها دلمان) می خواهد انجام می دهیم و با این وجود بر خود نام مسلمان (و حتی شیعه) می گذاریم... شده ایم "جمعِ اضداد".پیشوایان نور، ما را چنین گفته اند: "یتیمی، جدا شدن از پدر و مادر نیست؛ دشوارتر از آن جدایی از امام معصوم است". و ما شده ایم یتیمتر از هر یتیمی و بی آن که بدانیم، هر روز بر ابعاد این یتیمی می افزاییم...

***

هر جامعه، از نهادهای مختلفی تشکیل شده است؛ نهاد خانواده، سیاست، اقتصاد، دین، آموزش و... . اگر بتوانیم هر یک از این نهادها را به صورت مجزا ببینیم و در نهایت آنها را با هم ترکیب کنیم، شاید بتوانیم به تصویری واقعی از یتیمی دست پیدا کنیم. ناگفته نماند هدف این نگاشته، "تصویربرداری از وضعیت موجود" است و پس از دستیابی به این هدف است که چه بسا به "ارائه ی نسخه ای هر چند ناتمام" کمر همت بگمارد.برای شروع، از نهاد آموزش شروع می کنم. برای ما که در ایران به سر می بریم، پاسخ به این پرسش، بسیار راهگشاست:حال که دوران تحصیلات متوسطه وچه بسا عالی- را پشت سر نهاده ایم، از نحوه ی تنظیم روابط خود با امام زنده مان چه می­دانیم ؟همگی، حداقل در دوران تحصیل، حدوداً 10 کتاب تعلیمات دینی خوانده ایم. جز چند روایت –که آن هم برای مخاطب نوجوان "ساده فهم نشده"- با چه ابعادی از پروژه ی فردی-اجتماعیِ "انتظار" آشنا شده ایم؟ تازه بگذریم از این که در متدهای آموزشی نوین، "شیوه­ی غیرمستقیم" را کاراتر و ماناتر می دانند و ما از ارائه ی مثالهای به­جا و مناسب، ناتوانیم و مطالب را خیلی صریح -و اغلب غیرجذّاب- به خوردِ مخاطب می دهیم...

نکته ی بعدی به "سطح دانش" معلمان و "انتظارباوری" آنان باز می­گردد. در حالی که کتابهای چندانی در این حیطه، گردآوری  نشده و حتی همین منابع هم توسط معلمان خوانده نشده و نمی شود، چگونه می توان از معلم انتظار داشت که پاسخگوی شبهات دانش آموزان نوجوانش باشد؟ از دیگر سو، به جهت نبود بینش ژرف در بین این عزیزان، باورمندی آنان نیز پایه و اساس درستی ندارد و چندان نمی توان گمان برد که در این چرخه­ی بدقواره، "نوجوانی منتظِر" بار بیاید. 

ادامه دارد...

نوشته شده توسط: پارسا  http://ghalandar.persianblog.ir/

/ 4 نظر / 14 بازدید
عرفان

تا به حال به نواقص زیادی در سیستم آموزشی فکر کرده بودم اما اینم یه بعد جدیده که خیلی جالب مطرح کردید!