صفات و خصوصیات موعود آخرالزمان در کتاب مقدّس

۱) در انجیل یوحنا باب 14 شمارۀ 16 آمده:
«من از پدر خواهم خواست و تسلی دهندۀ دیگر به شما عطا خواهد کرد تا همیشه با شما بماند یعنی روح راستی که جهان نمی تواند او را قبول کند زیرا که او را نمی بیند و نشناسد امّا شما او را می شناسید زیرا با شما می ماند و در میان شما خواهد بود».

۲) در انجیل یوحنّا باب 15 شمارۀ 27 می گوید:
«لیکن چون تسلی دهنده  که او را از جانب پدر نزد شما آید یعنی روح راستی که پدر صادر می گردد او بر من شهادت خواهد داد و شما نیز شهادت خواهید داد».

۳) در انجیل متی باب 24 شمارۀ 27میگوید:
«هم چنانکه برق از مشرق ساطع شده تا به مغذب ظاهر می شود ظهور پسر انسان نیز چنان خواهد شد...».

۴) در انجیل مرقس باب 1۳ شمارۀ ۲۶ می گوید:
«آنگاه پسر انسان را ببینید که با قوت و جلال عظیم بر ابرها می آید در آن وقت فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهای زمین تا اقصای فلک فراهم خواهد آورد...».

۵) در انجیل لوقا باب 12 شمارۀ 40 می گوید:
« پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتی که گمان نمی برید پسر انسان می آید».

صفات و خصوصیات موعود آخرالزمان درکتاب قرآن


بسیاری از مفسرین معتقدند که تا بیش از صد آیه در قرآن داریم که به وجهی ناظر بر وجود مقدس امام عصراست؛
درجایی از سورۀ انبیاء آیه 105 می فرماید:
« لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون» این آیه می تواند تفسیرا ناظر بر وجود مقدس ایشان باشد.
 
درسوره عصر آیه 1می فرماید: « والعصر . ان الانسان لفی خسر...» تاویلا ناظر بر وجود ایشان است.
 
باید متذکر شویم که قرآن در بسیاری موارد تنها به بیان کلیات می پردازد و جزئیات را باید با توجه به روایات اهل بیت(ع) دریافت چرا که خود پیامبر (ص) نیز قرآن و عترت را همیشه در کنار یکدیگر دانسته است.

پس نیجه میگیریم که اسلام و مسیحیّت متفقاً با هم وعدۀ این حکومت را به بشریت داده و حتی متذکر شده اند که شخصی به نام «مهدی»، و یا «قائم»، و یا «روح راستی»، یا «تسلی دهنده»، یا «روح خدا»، و یا «پسرانسان» (که همه اینها نام یک شخص است) می آید و جامعه بشری را اصلاح می کند و این حکومت جهانی را مستقر خواهد کرد

 

http://hosna.persianblog.ir/

/ 27 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدرضا

قلب زمینی ... قلب آسمونی ... به روزم

محمدمهدی

سلام كار خوب و مطلوب شما در نزد خداي سبحان بي اجر نخواهد بود ز موفق و مويد باشيد

بسيجي دانشجو

سلام وبلاگ خوبي دارين فقط يه كم دچار بي نظمي مطالب هستين در هر صورت چاكريم خاك پاي منتظرين حضرتش مرو اي گداي مسكين در خانه علي زن كه علي زند هميشه در خانه گدا را

در اوج تنهايی

چگونگي ولايت حضرت مهدي حكيمه خاتون ، دختر گرامي امام جواد جريان ولادت را چنين حكايت كرد : امام حن عسكري به دنبال من فرستاد و فرمود اي عمه امشب افطار نزد ما باش چرا كه نيمه شعبان است و خدا وند در اين شب اخرين حجت خود بر روي زمين اشكار مي كند پرسيدم مادر او كيست؟ فرمود : نرجس ! گفتم فداي شما شوم ! نشا نه ي بارداري در او پيدا نيست فرمود : سخن همان است كه گفتم!پس بر نرجس وارد شدم سلام كردم و نشستم . او پش امد تا كفش هايم را بيرون اورد و به من گفت بانوي من حالتان چطور است؟ گفتم بلكه تو بانوي من و بانوي خاندان مني سخن مرا نپذيرفت و گفت عمه جان چه مي فرماييد ! گفتم دخترم خداوند امشب پسري به تو عطا مي كند مي فرمايد كه سرور دنيا و اخرت خواهد بود پس خجالت كشيد و حيا كرد

در اوج تنهايی

حكيمه گويد بعد از نماز عشا افطار كردم در بستر خود ارميدم و هنگام نيمه شب راي نماز شب برخواستم و انرا به جاي اوردم در حالي كه نرجس به ارامي خوابيده بود بدونه انكه اتفاقي برايش روي دهد پس از انجام تعقيبات نماز خوابيدم سپس هراسان خوابيدم و حال انكه او همچنان در خوا بود لحظاتي بعد برخواست و نماز شب گزارد و خوابيد حكيمه ادمه مي دهد : بيرون امدم و در جست و جوي فجر به اسمان نگريستم پس فجر اول را مشاهده كردم و نرجس همچنان در خواب بود پس با شك افتادم ناگاه امام حسن عسكري از جاي خود ندا بر اورد : اي عمه شتاب مكن

در اوج تنهايی

امر ولادت نزديك است نشتم و به قرائت سوره هاي سجده و يس مشغول شدم كه نرجس با اضطراب بيدار شد به سرعت نزد او رفتم و گفتم (اسم الله عليك) نام خدا بر تو باد ايا چيزي احساس مي كني ؟ گفت اري اي عمه گفتم : بر خود مسلط باش و دلت را استوار دار كه اين همان است كه با توگفتم در اين هنگام ضعفي من و نرجس را فراگرفت پس به صداي سرورم نوزاد تولد يافته به خود امدم و جامه از روي او برداشتم و او را در حال سجده ديدم در اغوشش گرفتم او را كاملا پاكيزه يافتم ! در اين هنگام امام حسن عسكري مرا ندا داد اي عمه پسرم را نزد من بياور او را نزد وي بردم در اغوشش گرفت و فرمود پسرم سخن بگو: پس لب به سخن گشو و فرمود : اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمد ا رسول الله

در اوج تنهايی

الله سپس بر اميرالمومنين و امامان درود فرستاد تا به نام پدرش رسيد از سخن گفتن باز ايستاد . امام حسن عسگري فرمود اي عمه او را نزد مادرش ببر تا بر او سلام كند .. حكيمه گويد فرداي انروز بهنزد امام يازدهم رفتم و بر حضرت سلام كردم و پرده را كنر زدم تا مولايم مهدي را ببينم ولي او را نديدم از اينرو از پدر بزرگوارش پرسيدم فداي شما شوم براي مولايم چه اتفاقي روي داده است ؟ انحضرت پاسخ داد اي عمه او را به ان كسي (خدا) سپردم كه ما در موسي موسي را به نزد او سپرد حكيمه گويد چون روز هفتم فرا رسيد امدم و سلام كردم و نشستم امام فرمود فرزندم را نزد من بياور من سرورم را اوردم.. امام فرمود فرزندم سخن بگوي نوزاد لب بگشود پس از گواهي به يگانگي خداوند و درود بر پيامبر اكرم و پدران بزرگوارش ايه ي 5 و6 سوره قصص تلاوت كرد :

در اوج تنهايی

به نام خداوند بخشنده ي مهربان و ما اراده كرديم بر مستضعفان زمين منت نهيم و انان را پيشوايان و وارثاي روي زمين قرار دهيم و حكومتشان را در زمين پا بر جا سازيم و به فرعون و هامان و لشكريانش انچه را از انها بيم داشتند(بني اسرائيل ) نشان دهيم موفق باشيد

قطره

شما هر طور كه دوست دارين ميتونيد براي خودتون تفسير كنيد خوب معلوم ديگه همه چيز بر اساس انجيل هست چون دين اسلام چند صد سال بعد از مسيحيت اومده و ميتونم بگم قران كاملا از روي انجيل نوشته شده با تغييراتي به نفع مسلمانان و ميخواين بگم نويسنده قران كيه؟يعني تا الان نميدونيد خوب سركيس بخاراي هستش