تنها منجي

موعود در ادیان - موعود در هزاره سوم

گفتگو با آرش آبایی، محقق و دین پژوه کلیمی 4
ساعت ٥:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ خرداد ۱۳۸٧ 
می بینیم که این نگاه بسیار عقل گرا ست. گروهای دیگری نیز هستند مثل عارفان یهود که اعتقادشان بیشتر به این سمت معطوف می شود که ما باید سعی کنیم خودمان، ماشیح شویم . یعنی ما باید از نظر شخصیتی خود را به ماشیح نزدیک کنیم و این سعی ماست که ماشیح را خواهد آورد دیدگاه یهود در مورد شخص منجی و ویژگیهای او چیست؟ اعتقاد کلی یهود بر این است که ماشیح فردی است که در هر دوره ای وجود دارد و قابلیت مسیح شدن را دارد و اگر شرایط که عموما از آن به توبه جامعه یهودی تعبیر می شود، محقق شود او اعلام موجودیت میکند و خداوند ماشیح بودن را به او اعلام می کند و اگر شرایط آماده نباشد کس دیگری که او هم در زمان خود لایقترین فرد است مستعد این مساله است و بالطبع نظرها بیشتر به سوی مراجع مذهبی یا عالمترین فرد است. این معمول بوده که وقتی یکی از عالمان یهود فوت می کرده است چه بسا مردم با تاسف می گفتند که اگر شرایط مهیا میشد، او ماشیح می بود و این قضیه تا آنجا پیش رفت که گروهی فکری از یهود به نام حسیدیم ها که به تعبیر خودشان پارسایان و زهاد یهود هستند و به اجرای احکام توجه بیشتری دارند، در این دوران اخیر رسما اعلام کردند که رهبر دینی شان همان ماشیح است. آن رهبر اعلام کرده بود که دوران تبعید دارد تمام می شود و ما وارد دوران مسیحایی می شویم و این تعبیر شد که پس خود او مسیح است و علی رغم این که او چند سال پیش فوت کرد هم چنان پیروانش عقیده دارند که این مرگ ظاهری است و روزی او دوباره قیام می کند و بنی اسرائیل را نجات می دهد. برخی دیگر نیز مثل یهودیت مدرن و رفرم ها و برخی از صهیمونیست ها، ساختار را شکسته و اصلا عقیده شخص ماشیح را کنار گذاشتند و بر این باورند که نیازی به انتظار او نیست. جایگزین این باور در اعتقاد آنها دوران مسیحایی است یعنی ما به جای منتظر بودن شخص مسیح منتظر دوران هستیم و این دورا ن هم از طریق اعمال خودمان به دست می آید یعنی وقتی گروهی تلاش کنند و فضای بهتری را درست کنند ما به آن هدف که دوران مسیحایی است نه شخص مسیح نزدیک می شویم. حتی یهودیت سکولار یعنی یهودیت کاملا غیر مذهبی هم مثل کارل مارکس که اصلا کمونیست شدند و احکام و شرایع یهود را به طور کامل کنار گذاشتند، این ها هم حتی معتقد بودند که می شود رسوم و سنتهای دینی را به طور کامل از یهود گرفت اما اعتقاد و امید به مسیح و ماشیح و منجی هم چنان در یهود باقی خواهد ماند. یعنی حتی آنها هم به مسیح اعتقاد داشتند ولی راههای رسیدن فرق دارد. یهودیان سنتی معتقد به لزوم پایبندی اجرای دقیق تر احکام و اخلاقیات یهود هستند برای ظهور ماشیح. اما یهودیان سکولار و مدرن از تلاش مذهبی بیرون می آیند و به سوی تلاش اجتماعی می روند. با این تفاوت که این تلاش اجتماعی را یهودیان رفرم به صورت نیکوکاری و کارهای خیریه و نظم بخشیدن به جامعه و جهان می دانند و یهودیان سیاسی یا صهیونیستهای سیاسی آن را به جو سیاسی می برند یعنی می گویند ما با اقدامات خود برای تصرف سرزمینی موعود و پابرجا کردن دولت سیاسی به همان دوران طلایی خواهیم رسید. اینها تقریبا طیفی از عقاید و باورهای یهودیان بود در مورد منجی. اندیشه موعود باوری به لحاظ حساسیت موضوع همواره درگیر آسیبهایی بوده است. همچنان که شما هم اشاره فرمودید در تاریخ یهود و به طور خاص با تلقی سنتی از این آموزه ، این آسیبها وجود داشته است. در این باره بیشتر توضیح دهید. بزرگترین موردی که البته نمی توان آن را به عنوان آسیب یاد کرد ولی نکته ای است که یهود را در برابر اندیشه ماشیح محافظه کارتر کرد، ظهور حضرت عیسی بود. این قضیه نقطه اختلاف میان یهودیت و مسیحیت است. یعنی وعده هایی که در کتابهای پیامبران بنی اسرائیل در مورد ظهور منجی آمده بود باعث شد به هنگام ظهور عیسی مسیح، خیلی ها به این باور رسیدند که این همان منجی موعود یهود است و از همین جا نقطه اختلاف یهودیت و مسیحیت آغاز شد و اتفاقا همین افتراق و اینکه یهودیان آن انتظاراتی که از مسیح موعود داشتند را در مسیحیت ندیدند، باعث شد که یهودیان بیشتر مراقب اوضاع باشند. قبلا گفتیم که در قضیه برکوخبا در سال 130 میلادی، یهودیان فریب خوردند و از احساسات آنها سوءاستفاده شد و بعد از این هم برخی مدعیان دروغین مسیح بودن وجود داشته اند که با باور مردم مواجه شدند ولی معمولا آنقدر ها فراگیر نبوده است. یعنی بعد از آن اتفاقات اولیه حضرت عیسی و برکوخبا اگر هم کسی این ادعا را کرده است، آنقدرها موفق نبوده است. ولی بر اساس اطلاعی که من دارم امروزه برخی گروههای افراطی یهودی که معتقد به دوران بهشتی زمان ماشیح هستند، یعنی می گویند در آن دوران انسان به دوران قبل از حضرت آدم برمی گردد و نیازی به کار ندارد و بهشتی می شود، سوء استفاده هایی کرده اند. بخش عظیمی از طلاب یشیواهای یهودی چه در اسرائیل و چه در اروپا و آمریکا معتقد هستند که ماشیح تا چند روز دیگر ظهور می کند و ما اصلا نه نیاز به ساخت و ساز داریم و نه اصلا به کار نیازی هست. این افکار گروهی از جامعه را تحت تاثیر قرار داده و اینگونه فکر می کنند و هر واقعه ای را به نشانه نزدیکی دوران ظهور نسبت می دهند. من یادم هست که در دوران جنگ خلیج فارس می گفتند این همان نشانه هایی است که در تورات ذکر شده است. این گونه سوء استفاده ها جزء آسیبهای این باور است.
کلمات کلیدی: یهود
 
مهدویت وادی پر مخاطره
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٧ 

ذکر این موضوع بسیار حائز اهمیت می باشد که ایراد و نوشتن مطلب در خصوص مهدویت نباید از سر احساس و بدون پژوهش باشد که بس مخاطره انگیز و گمراه کننده است.

چه بسا مخاطب به جهت اطمینان از ماهیت موضوع به گفتار و نوشتار اعتماد کرده و دچار انحراف فکری گردد.

موضوع مهدویت یکی از باریک ترین و حساس ترین موضوعات در حوزه دین است که پرداختن به آن بدون بررسی و صرفا از روی شنیده ها و مطالعات سطحی نه تنها فایده ای نخواهد داشت بلکه امکان خطا و اشتباه را بسیار بالا می برد.

دوستداران خاندان نبوت و امامت از سر صدق در خصوص مهدویت بسیار مقالات و نثرهای ادبی نوشته اند و اشعار سروده اند ولی باید به این نکته توجه کرد چه بسا عزیزانی که با نشر مطالب بدون پژوهش موجبات بروز انحرافات اعتقادی و بدبینی ها و سو استفاده ها را فراهم کرده اند.

پرداختن به دیدار ها و کرامات حضرت ولیعصر عج یکی دیگر از مواردی است که پرمخاطره می باشد. چه علما و مراجع دینی که در طول حیات خود بارها و بارها به دیدار امام عصر عج مشرف شده اند و دم بر نیاورده اند.

ذکر کرامات آن حضرت نیز می بایست با مطالعه و از منابع موثق باشد. صرف روایت شخصی نباید موجب نشر آن گردد مخصوصا در این برهه از تاریخ که موضوع مهدویت به شدت مورد تهاجم قرار گرفته است.

با امید به ظهور آن یگانه منجی عالم امکان و اینکه با شناخت صحیح از تنها باقیمانده  نسل امامت و ولایت بتوانیم زمینه های ظهور آن حضرت را فراهم آوریم.

اللهم عجل لولیک الفرج مولانا صاحب الزمان عج

 


کلمات کلیدی:
 
گفتگو با آرش آبایی، محقق و دین پژوه کلیمی 3
ساعت ٦:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ 
آینده روشن: هم اکنون در میان کلیمیان چه اعتقاداتی در مورد برگزیدگی و موعود باوری وجود دارد؟ وضعیت فعلی را باید بر حسب میزان پایبندی گروههای یهودی به باورهای یهودی دسته بندی کنیم. در جوامع سنتی (یا اکثرا سفارادی ) همه چیز سنتی است و عقاید دسته بندی نمی شود. در اینچنین جوامعی مثل جامعه ایرانی اگر سوال کنید که شما چه جور یهودی هستید؟ جواب این است که ما یهودی هستیم و همه خودشان را از نظر گروهبندی یکی می دانند. اما در جوامع غربی که گرایش خاصی به دسته بندی و قراردادن هر چیزی در جای خود هست، همین یهودیها وارد طبقه بندی می شوند. از یهودیان ارتودوکس و بسیار پایبند به احکام و قوانین دینی گرفته تا یهودیان میانه رو تر و محافظه کار و تا گروههای نو گرای امروزی یعنی یهودیان رفرمیست (یهودیانی که حتی حاضر شدند ساختارهای کهنه عقاید یهود را بشکنند و چیز جدیدی از آن در آورند). به همین نسبت نگاهشان به ماشیح و موعود در یهود تفاوت دارد. اگر بخواهم تقسیم کنم باید بگویم سنتی ترین و معمولی ترین اعتقاد همین است که موعود به صورتی معجزه وار ظهور خواهد کرد و یک دنیای کاملا تخیلی و یک اتوپیا را به بار خواهد آورد و مشخصا هدف اصلی او یهودیان خواهد بود که از این اسارت و پراکندگی جهانی به زعم خود رها می شوند و به بیت المقدس بر خواهند گشت و در آنجا حکومتی تشکیل خواهند داد و آداب و رسوم اولیه عبادت که در تلمود ذکر شده دوباره احیا خواهد شد. در مرحله بعد و در درجه دوم تمام جهانیان خداوند را خواهند شناخت و اختلاف عقیده در مورد خدا در میان آنها از بین می رود. البته عده ای عقیده دارند جهانیان به یهودیت گرایش پیدا می کنند حال از این گرایش یا تغییر دین، یا احترام گذاشتن و علاقمندی به آن و یا حداقل عدم مخالفت با آن تعبیر می شود. اکثر عقاید سنتی بر این است که وقتی ماشیح بیاید ما دنیای بهشتی خواهیم داشت، تابلویی تخیلی و بسیار زیبا و در افراطی ترین نگاه. در آن زمان توبه هم معنایی نخواهد داشت چون گناهی نیست که توبه ای باشد و حتی مردم نیازی به کار هم نخواهند داشت چون کار مجازاتی است که خدا برای آدم اول قرار داده و با آمدن ماشیح انسان به همان باغ عدن اولیه بر می گردد. این سنتی ترین اعتقاد است به طوری که در نمازهای سه گانه یهود هم بندی به طور مشخص به دعا برای ظهور ماشیح اختصاص پیدا کرده است. در سایر گروهها ی یهودی شاهدیم که هر قدر گروههای یهودی از این سنتهای تلمودی دور شده اند وبه عقل گرایی روی آورند، این اعتقادات نیز تغییر کرده است. مثلا "هارمبام" یا "موسی بن میمون" که از فلاسفه بزرگ یهودی است و فردی عقل گرا بوده است و اتفاقا همین فرد بوده است که اعتقاد به ماشیح را وارد سیزده اصل ایمان یهود کرده است(اصل دوازدهم از اصول سیزده گانه یهود اعتقاد به ظهور ماشیح است) او اعتقاد دارد وقتی ماشیح بیاید دنیا روال عادی خو د را دارد و از یک نگاه معجزه وار به یک باور روز مره می رسد. ماشیح فردی است کاملا عادی از نظر جسمانی و شخصیتی( نه از لحاظ علمی و معنوی که او را بسیار والا می دانند) او ظهور خواهد کرد و مصلح دنیا خواهد بود و جهان به آرمانهایش نزدیکتر می شود و این فرد مثل تمام انسانهای دیگر می میرد و فرزندان او جانشینش می شوند و هیچ اتفاق معجزه واری نمی افتد.
کلمات کلیدی: یهود
 
فرزند فاطمه س
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ 

دشمنان در آن روزهای مدینه اینگونه به باطل اندیشیدند که با بی حرمتی به حریم یگانه دختر رسول اکرم ص می توانند به اهداف شوم خود برسند.

یعنی کشتن دین مجسم به نام دین

فرزند فاطمه س به اذن خدا ظهور می کند و انتقام مادر خود را از غاصبین خلافت و هتاکین به حریم نبوی می گیرد.

ای فرزند فاطمه س و ای نور چشم و امید آمال آزادگان جهان بیا و جهان را از ظلمت و تاریکی نجات بخش و منتقم خون اولین مظلومه  خاندان عصمت و طهارت شو و ندای هل من ناصر را به سر ده که اینبار به اراده ذات لم یزلی نه با جماعتی بی وفا بلکه با یارانی به صلابت کوه و روشنائی آفتاب همراه خواهی شد تا جهان را به وارثین حقیقی اش برسانی.

اللهم عجل لولیک الفرج مولانا صاحب الزمان

 


کلمات کلیدی:
 
گفتگو با آرش آبایی، محقق و دین پژوه کلیمی2
ساعت ٥:٥۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٧ 

آینده روشن: برخی بر این باورند که یهودیان چون از طرفی خود را برگزیده می دانستند و از طرفی در طول تاریخ وعده های الهی در مورد این قوم برگزیده تحقق نیافت، کم کم بر اندیشه موعود و ماشیح متمرکز شدند. آیا تبیین اینچنینی از موعود باوری یهود به نظر شما صحیح است؟

این مساله هم به تفاسیر مختلف برمی گردد. آن چیزی که در متن مقدس صراحتی در مورد آن نباشد، تفسیر بردار است و تفسیر هم بر اساس عقاید و احساسات انسانها انجام می شود. عده ای بر این باورند که لفظ ماشیح و اشاره به او از ابتدای آفرینش جهان بوده است. هر چند در خود تورات کلمه ماشیح ذکر نشده ولی به استناد آیات اولیه تورات، در هفت روز آفرینش جهان، در یکی از این روزها و مراحل آفرینش گفته شده است که روح خداوند بر سطح آبها پرواز می کرد واین روح خداوند را اولین اشاره دانسته اند بر روح ماشیح و منجی که از ابتدا قرار بوده است بیاید . استناد دیگر به تورات سخنی است از حضرت یعقوب که در هنگام فوت فرزندان را جمع می کند و می گوید ترکه تادیب از یهودا (یعنی نسل یهودا یا همان یهودیان) دور نخواهد شد تا اینکه منجی از او ظهور کند و ملتها از او اطاعت کنند . یعنی حضرت یعقوب در شرایطی که هنوز توراتی نیامده است و بدان صورت قوم یهودی تشکیل نشده پیشبینی میکند که کسی می آید که همه از او اطاعت می کنند. می بینیم که ریشه ها را می شود در اینجا پیدا کرد . حضرت یوسف همیشه بشارت می داده است ( اسارت بنی اسراییل در مصر شاید در پایان دوران یوسف بوده و یا اینکه ایشان پیش بینی می کرده) و می گوید کسی خواهد آمد که نشان می دهد خداوند شما را مورد تفقد قرار می دهد . یعنی همانطور که شما اشاره کردید ، همیشه به دنبال این بوده اند که بگویند رنج با ظهور منجی پایان می یابد و تمام می شود.

اما به طور صریحتر کلمه مسیح یا ماشیح (لفظ مسیح، همان معرب لفظ ماشیح عبری است) را در کتب انبیای یهود اشعیا، ارمیا، میخا و زکریا می بینیم که در آنجا اشاره به موعود کرده اند که می آید و صلح را برقرار می کند. این آیات معروف است که گرگ با بره خواهد خوابید و نیزه ها و شمشیرها به قیچی باغبانی و گاو آهن تبدیل می شوند و اینها به صراحت در کتاب مقدس یعنی کتب انبیای یهود و بعد از تورات آمده است. در برخی قسمتهای این کتابها هم نسبت فردی به او داده اند و مثلا کوروش را در کتاب اشعیای نبی، مسیح خداوند ذکر می کند . چون کورش کسی بود که اولین تبعید بنی اسراییل را پایان داد و بعد از اینکه آنها به ایران باستان پناهنده شدند، کورش، آشوریها را شکست داده و سرزمین اسرائیل را تسخیر کرده و به یهودیها اجازه می دهد برگزدند و برای دومین بار معبد بیت المقدس را بنا کنند . و همین کار او باعث شده که او در یهود یک نجات دهنده تلقی شود و به او لقب مسیح یا ماشیح داده شده است. بنابر این ایده ها از ابتدا وجود داشته است و در جاهایی هم به صراحت گفته شده ولی بعد از تبعید نهایی یهود است که در تلمود به صورت مفصل در مورد ماشیح صحبت شده است. شرایط ظهور او، اینکه او که هست و چه خواهد کرد ، همه اینها در تلمود که 1500 سال پیش تدوین شده آمده است. بعد از تلمود بر حسب نوساناتی که در تاریخ یهود بوده است گرایش به این باور گاهی زیادتر و گاهی کمتر شده است و تقریبا می شود گفت با رفاه و امنیت یهودیان نسبت عکس داشته است. هر جا رفاه و امنیت کم شده است آنها بیشتر به دنبال منجی بوده اند و هر جا رفاهشان بیشتر شده است این مساله کم رنگ شده است. به طور مشخص در حدود سال 132 میلادی یکی از یهودیان شجاع به نام برکوخبا که یک سردار نظامی بوده است، گروهی را جمع می کند و برابر رومی ها شورش می کند ( رومی هایی که اسرائیل را تسخیر کرده بودند و یهودیان را از آنجا تبعید کرده بودند). این فرد با ایده بازگشت به دوران کتاب مقدس و شکست دادن دشمنان خدا قیام می کند و برابر رومی ها شورش می کند و اتفاقا یکی از بزرگترین عالمان تلمودی به نام ربی عقیوا تمام شاگردانش را به عنوان سپاهیان او می فرستد و باور داشته است که او همان مسیح موعود است. البته برکوخبا شکست می خورد و اکثر شاگردان و طلاب مذهبی مکتب او کشته می شوند. این جریان یک مثال است و در تاریخ یهود بارها تکرار شده است.


کلمات کلیدی: یهود
 
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در احادیث شیعه و سنی
ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٧ 

شناخت دین بر دو  پایه استوار است. عقل و نقل
عقل؛ عقل بشر محدود است و کلیات را درک می‌کند و پاسخگوی بسیاری از سؤال‌های انسان نیست. به عنوان مثال: عقل به ما می‌گوید به صورتی باید از نعمت دهنده تشکر کرد ولی چگونگی این شکر گذاری را بیان نمی کند.
نقل؛ نقل از قرآن و سنت تشکیل شده است. قرآن مانند قانون اساسی است و بیان امور جزیی را به سنت واگذار کرده است. مثال: در قرآن وجوب نماز و اینکه نماز انسان را از بدی و زشتی‌ها باز می‌دارد، آمده است[1] ولی چگونه انجام دادن و تعداد رکعت‌های آن را سنت و احادیث پیشوایان معصوم بیان می‌کند. در نتیجه سنت در میان منابع ما نقش ویژه‌ای دارد. حالا ببینیم مهدویت چقدر و چگونه در آن بیان شده است.
با نگاهی کلی به احادیث می‌بینیم بیش از پنجاه نفر از صحابه روایات مربوط به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را از رسول گرامی صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده‌اند. برخی از محققان 1941 روایت را بدون تکرار از پیشوایان معصوم در مورد مهدویت جمع آوری کرده‌اند که 560 حدیث آن از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است.[2] کتاب‌های زیادی قبل و بعد از ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در مورد ایشان نوشته شده است. گروهی از عالمان شیعی و سنی بنابر کثرت روایات قایل به تواتر این اخبار در مورد آمدن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شده‌اند. محمد بن حسین آبری شافعی (363ق) در کتاب مناقب شافعی می‌گوید: اخبار بشارت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آمدن «مهدی» به دلیل کثرت مخبران و راویان به حد تواتر رسیده است.[3]
روایات نقل شده در مورد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را می‌توان به چهار گروه تقسیم کرد.
1.    روایات تفسیری: روایاتی که در ذیل آیاتی از قرآن نقل شده و آن‌ها را بر مهدویت تطبیق کرده‌اند.
2.          روایات اخباری: احادیثی که از آینده خبر می‌دهند مانند: وقوع غیبت، علایم ظهور، دوران حکومت.
3.    روایات تبیینی: روایاتی که بیان کننده دلایل غیبت، اهمیت انتظار، وظایف منتظران و... هستند.
4.    روایات تاریخی: احادیثی که نسب و ولادت و معجزات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را مطرح می‌کنند.
از نگاهی دیگر احادیث مربوط به مهدویت به دو دسته تقسیم می‌شوند احادیث عام- احادیث خاص
1. احادیث عام: روایاتی که موضوعاتشان بیان جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است مانند: حدیث ثقلین- حدیث دوازده خلیفه و حدیث؛ هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، مرگش جاهلی است.[4]
که به یک مورد به طور اختصار پرداخته می‌شود:
بیان حدیث ثقلین
حدود 34 نفر از صحابه پیامبر گرامی اسلام و بسیاری از بزرگان شیعه و سنی مانند: مسلم، ترمذی و احمد بن حنبل این حدیث را نقل کرده‌اند.[5] مضمون و ترجمه این حدیث شریف:
پیامبر اکرم در آخرین روزهای زندگانی خود در جمع مسلمانان فرمودند: «من دو چیز گرانبها در میان شما به امانت می‌گذارم، اگر از این دو پیروی کنید، بعد از من هرگز گمراه نخواهید شد. یکی از این دو مهم تر از دیگری است. اولی کتاب خدا که ریسمانی متصل از آسمان به زمین است و دومی عترت و اهل بیتم این دو  از هم جدا نمی شوند تا اینکه در کنار حوض کوثر بر من وارد خواهند شد. پس بنگرید با این دو چگونه برخورد کنید.»
مراد از اهل بیت چه کسانی هستند؟ بنابر گفتار عالمان شیعی و سنی مراد از اهل بیت حضرت علی و فاطمه و فرزندان آنان می‌باشند که پیامبر اسلام در جاهای مختلف آنان را به عنوان اهل بیت خود معرفی کردند.[6]
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و حدیث ثقلین: هم اکنون قرآن کریم بدون هیچ‌گونه تحریفی در میان ما است، اما از اهل بیت، هم اکنون چه کسی در کنار قرآن است تا مسلمانان با پیروی از این دو چیز گرانبها هرگز دچار گمراهی و انحراف نشوند؟ عالمان شیعی و اهل سنت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده اند که فرمودند: مهدی از عترت و اهل بیت من و از فرزندان فاطمه است.[7]
در نتیجه هم اکنون امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مصداق این حجت و عدل قرآن می‌باشد و پیروی از او بر ما لازم است.
2. احادیث خاص: مراد از آن، احادیثی است که در مورد مهدویت وارد شده است.
در این زمینه بسیاری از مسایل مورد اتفاق شیعه و اهل سنت است به صورتی که اگر «مهدی» با ویژگی‌های مطرح شده در روایات، از کنار کعبه، خانه خدا قیام خود را آغاز کند، تمامی مسلمانان اعتراف به آمدن او می‌کنند. در این نوشتار به بیان برخی از عرصه‌های مشترک میان شیعه و سنی در مورد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌پردازیم. بیان موارد مشترک:
1.     اصل مهدویت؛ در روایات فریقین در حد تواتر آمده است در آخرالزمان شخصی به نام «مهدی» از فرزندان پیامبر قیام خواهد کرد. ابن حجر عسقلانی می‌گوید: اخبار به حد تواتر دلالت دارد بر اینکه «مهدی» از این امت است.[8]
2.     وجوب اعتقاد به مهدی؛ یکی از واجبات مهم در دین اسلام اعتقاد به آمدن «مهدی» است به صورتی که منکر خروج او کافر معرفی شده است. جابر بن عبدالله از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل می‌کند: «کسی که منکر خروج مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد، به آنچه بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده، کافر گردیده است».[9]
3.         جهانی بودن دعوت و حکومت او؛ بر این مسأله آیات قرآن نیز دلالت دارد.[10]
4.     عدالت گستری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ فراگیری عدل و داد در بسیاری از روایات مربوط به حضرت بیان شده است. ابوسعید خدری از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل می‌کند؛ مهدی از من است. او زمین را از عدل و داد پر می‌کند همان گونه که از ظلم و جور پر شده است.[11]
هم نام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و بیعت میان رکن و مقام در آغاز قیام او و نزول عیسی بن مریم علیه السلام در زمان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و اقتدا کردن به او در نماز و خسف بیداء و فراوانی نعمت در زمان او و مشخصات ظاهری امام و از فرزندان فاطمه بودن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و... از موارد دیگر مشترک میان شیعه و اهل سنت است. تنها فرق میان علمای شیعه و سنی در مهدی نوعی و شخصی است. شیعیان معتقدند امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرزند امام حسن عسکری علیه السلام و امام دوازدهم می‌باشد و هم اکنون زنده است و از عمر او بیش از هزار سال می‌گذرد ولی اهل سنت اعتقاد به مهدی نوعی دارند یعنی «مهدی» با این ویژگی‌ها در آخرالزمان خروج و عدل و داد را در سراسر زمین پیاده خواهد کرد.[12]
 




[1]- نساء/103- عنکبوت/45.
[2]- به معجم احادیث امام المهدی مراجعه شود.
[3]- التذکره، ج1، ص701.
[4]- صحیح بخاری، ج5، ص13- صحیح مسلم، ج6، ص21.
[5]- صحیح مسلم، ج4، ش2408- سنن ترمذی، ج5، ش1788- عبقات الانوار، ج2، ص824.
[6]- الدر المنثور، ج6، ص606- سنن ترمذی، ج5، ص352- صواعق المحرقه، باب9، ص121.
[7]- عقدالدرر، ص35- الحاوی للفتاوی، ج2، ص85- مسند احمد، ج1، ص376- کمال الدین، ج1، ص287.
[8]- فتح الباری، ج5، ص362.
[9]- الحاوی للفتاوی، ج2، ص83.
[10]- توبه/33- صف/9- فتح/28- نور/55- انبیاء/105.
[11]- سنن ابی داوود، ج4، ص107 ص4285.
[12] .ر ک ، امام مهدی در احادیث شیعه و سنی، جمعی از نویسندگان .
 
 
برگرفته از سایت امان - مقاله سید حسن زمانی


کلمات کلیدی:
 
گفتگو با آرش آبایی، محقق و دین پژوه کلیمی
ساعت ٧:٤٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٧ 

مهندس آرش آبایی، محقق و دین پژوه کلیمی، در گفتگو با خبرگزاری آینده روشن، چگونگی و ویژگیهای موعود باوری یهود را تبیین کرد.
آرش آبایی، متولد 1350، فوق لیسانس مهندسی عمران از دانشگاه‌های خواجه نصیر و امیر کبیر، حدود 20 سال است که فعالیت مذهبی دارد، وی هم اکنون پیشنماز کنیسه و قاری تورات و سخنران دینی در مناسبتهای مذهبی کلیمیان است. آبایی همچنین معلم تعلیمات دینی یهود در دبیرستانهای کلیمی. و تدوینگر نهایی سری جدید کتابهای تعلیم دینی یهود در دبیرستان، نیز بوده است و عضو گروه بازنگری و آماده‌سازی فرهنگ فارسی به عبری سلیمان حییم می‌باشد. وی حدود 7 سال مسوول امور فرهنگی انجمن کلیمیان تهران و سر دبیر نشریه افق بینا ( ارگان انجمن کلیمیان تهران) بوده است. آبایی اگرچه اکنون مسوولیتی در انجمن کلیمیان ندارد اما همچنان از فعالان مذهبی و اجتماعی کلیمیان ایران است و در اکثر همایشهای گفتگوی ادیان، ارائه کننده مقاله و سخنرانی و یا عضو شرکت کننده است. وی در همایشهایی هم در خارج از کشور مثل کشورهای سوئد، روسیه و آلمان به عنوان نماینده ایران شرکت داشته است. همچنین از درون جامعه کلیمی با برخی نشریات نیز به صورت ارائه مقاله و یا مصاحبه و نیز در ویراستاری برخی کتابها که در زمینه یهود است، همکاری داشته است. آنچه می خوانید بخش اول گفتگویی است که خبرگزاری آینده روشن با این دین پژوه کلیمی انجام داده است.

آینده روشن: به نظر میرسد میان موعود باوری در یهود و ایده برگزیدگی قوم بنی اسرائیل پیوندی خاص وجود دارد. دیدگاه شما در خصوص آموزه برگزیدگی این قوم و ارتباط آن با موعود باوری در یهود چیست؟

وقتی از یهود سوال می شود باید روشن کنیم که از کدام یهود سوال میکنیم؟ از یهود کلاسیک توراتی و تلمودی (سابقه تورات 3300 سال است و سابقه تلمود نهایی 1500 سال پیش است که در آن زمان یهود در مقابل جهان کفر بوده است) یا یهود امروزی یعنی یهود پانصد سال یا هزار سال پیش تا کنون؟ هر سوالی که می شود باید این مساله روشن شود که از کدام یک از این دو مرحله سوال می شود. در مورد برگزیدگی هم همانند دیگر سوالات همین قضیه وجود دارد. طبق متن صریح تورات و کتب انبیای یهود و تلمود، قوم یهود برگزیده است زیرا که در آن زمان تنها قوم خدا پرست و یا حداقل تنها قوم دارای شریعت مدون خدایی بوده است. ( با توجه به این نکته که دین زرتشت برای یهود کلاسیک شناخته شده نیست و حتی اگر بگوییم زرتشت از نظر تاریخی مقدم بوده است، ذکری از آنها به میان نیامده است یا به زعم یهود آن زمان موحد شمرده نشده اند.) بنابر این در آن وقت یهود بوده و جهانی از کفر لذا اعتقاد به برگزیدگی کاملا منطقی بوده است. اما مسلم است که بعد از پدید آمدن اسلام و مسیحیت، (هرچند که یهود شاید موضع دیگری نسبت به آنها داشت) چون اینها موحد بودند، این برگزیدگی کم رنگ شد و آن شکل خود را از دست داد ولی معنای دیگری از برگزیدگی که در خود تورات به صراحت ذکر شده و امروز هم کسانی که همچنان ادعای برگزیدگی یهود را دارند می توانند به آن استناد کنند ، این است: خداوند در تورات (خطاب به بنی اسرائیل) می گوید : شما «مملخت کهنیم » هستید . مملخت کهنیم یعنی مملکت کاهنان. در یهود یک تیره ای داریم مانند سادات در اسلام که اینها سبط لاوی هستند و گروهی از آنها که از نسل حضرت هارون هستند ، کاهن یا کهن خوانده می شوند و در زمان آبادی بیت المقدس این گروه تنها عهده داران مراسم رسمی عبادت و تقدیم قربانی بودند، یعنی واسطه ای بودند میان بنی اسراییل و خدا. کاهنها گروهی هستند ( البته در زمان کنونی کاهنها هستند اما وظایفشان دیگر مانند آن زمان وجود ندارد) که یهودی هستند اما یهودیانی برگزیده از میان بهودیهای دیگر که به خاطر اصل و نسبشان انتخاب شدند که مراسم عبادی و قربانی ها را انجام بدهند. به طور مثال صحن بیت المقدس از نظر قداست درجه بندی شده بود مکانی وجود داشت که همه می توانستند به آن وارد شوند و در یک مکانی زنها نمی توانستند وارد شوند و در مکانی دیگر فقط سبط لاوی می توانستند وارد شوند و یک قدس الاقداسی داشتند که همان نقطه مرکزی بیت المقدس بود و فقط کاهن اعظم یهود سالی یکبار می توانست در آنجا ساعاتی را وارد شود و مراسم را اجرا کند. وقتی در تورات می گوید شما مملکت کاهنان هستید ، این موضع را نسبت به جهان اعلام می کند یعنی میگوید نسبت شما به جهان همانند نسبت کاهن است به سایر یهودیان. پس برگزیدگی شما نسبت به جهانیان به این صورت است که قرار بوده شما مراسم عبادی را به نیابت از سایر اقوام جهان انجام بدهید یعنی شما نسلی از انسانها هستید که به دلیل سابقه یا هر چیز دیگری برای انجام مراسم عبادی برگزیده شده اید. در مناسک یهود نیز سمبلی از این جریان وجود دارد در یکی از اعیاد یهود که جشن سکوت یا عید سایبان ها نام دارد و هشت روز است، در روز آخر هفتاد گاو یا گوسفند به نشانه هفتاد قوم جهان قربانی میشود نه فقط برای یهودیها ، بلکه یهودیها قربانی می بردند برای کل مردم جهان، جهانیانی که شاید اصلا اطلاعی نداشتند که یهودیان چه کسانی هستند و یا چه می کنند. این تعبیر دیگری است از برگزیدگی قوم یهود هر چند که نظر نهایی نیست و چه بسا کسانی سر سختانه به همان معانی اولیه برگزیدگی معتقد باشند و گروهی دیگر این مساله را تمام شده و متعلق به زمان گذشته بدانند.


کلمات کلیدی: یهود
 
سخنان شهید مرتضی مطهری در انتظار فرج
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٧ 
انتظار فرج و آرزو و امید و دل بستن به آینده دو گونه است: انتظاری که سازنده و نگهدارنده است، تعهدآور است نیرو آفرین و تحرک بخش است، به گونه ای است که میتواند نوعی عبادت و حق پرستی شمرده شود؛ و انتظاری که گناه است، ویرانگر است، اسارت بخش است، فلج کننده است. این دو نوع انتظار فرج معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم مهدی موعود است؛ و این دو نوع برداشت به نوبه خود از دو نوع بینش درباره تحولات و انقلابات تاریخی ناشی میشود. بر داشت قشری از مردم از مهدویت و قیام و انقلاب مهدی موعود این است که صرفاً ماهیت انفجاری دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلمها و تبعیضها و اختناقها و حق کشی ها و تباهیها ناشی میشود؛ نوعی سازمان یافتن است که معلول پریشان شدن است. آنگاه که صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد، باطل یکه تاز میدان گردد، جز نیروی باطل نیروئی حکومت نکند، فرد صالحی در جهان یافت نشود، این انفجار رخ میدهد و دست غیب برای نجات حقیقت نه اهل حقیقت زیرا حقیقت طرفداری ندارد از آستین بیرون میآید.

علیهذا هر اصلاحی محکوم است، زیرا هر اصلاح نقطه ای روشن است؛ تا در صحنه اجتماع دست نقطه روشنی هست، دست غیب ظاهر نمیشود بر عکس، هر گناه و هر فساد و هر ظلم و هر تبعیض و هر حق کشی، هر پلیدی ای به حکم اینکه مقدمه صلاح کلی است و انفجار را قریب الوقوع میکند رواست، زیرا «الغایات تبر المبادی» (هدفها و وسیله های مشروع را مشروع میکنند) پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه فساد است.

اینجاست که گناه هم فال است و هم تماشا، هم لذت و کامجوئی است و هم کمک به انقلاب نهایی. اینجاست که این شعر مصداق واقعی خود را می یابد:

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد                               

 طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد

این گروه طبعاً به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف و ناهیان از منکر با نوعی بغض و عداوت مینگرند، زیرا آنان را از تاخیر اندازان ظهور و قیام مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه ) میشمارند. برعکس اگر خود هم اهل گناه نباشند، در عمق ضمیر و اندیشه با نوعی رضایت به گناهکاران و عاملان فساد مینگرند، زیرا اینان مقدمات ظهور را فراهم مینمایند.

 


کلمات کلیدی:
 
تشرف سید عبدالکریم
ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٧ 

درتهران، مرد پینه دوزی بود به نام " سید عبدالکریم"، مردی بود ساده و اهل دل. اکثر علمای اهل معنا او را می شناختند و معتقد بودند حضرت بقیة الله به مغازه محقر او تشریف می برند و با و می نشینند و هم صحبت می شوند. سید عبدالکریم اهل دنیا نبود. حتی خانه مسکونی نداشت و تنها راه درآمدش کفّاشی و پینه دوزی بود              

  یکی از تجّار محترم بازار تهران، که بسیار مورد وثوق علماء بزرگ و مراجع تقلید بود، نقل می کند:                                                                                  

 مرحوم سید عبدالکریم در منزل یکی از اهالی تهران مستاجر بود، با اینکه صاحب خانه رعایت حال او را می کرد، در عین حال وقتی اجاره اش به سرآمده بود، حاضر نشد منزل را دوباره به او اجاره دهد و به او ده روز مهلت داد که منزل دیگری برای خود تهیه کند.   روز دهم درعین اینکه نتوانسته بود، خانه دیگری اجاره کند، منزل را طبق وعده ای که به صاحب خانه داده بود، تخلیه کرده و وسائل منزل را کنار کوچه گذاشته بود ونمی دانست چه باید بکند؟                

 در این بین به حضرت بقیة الله ارواحنا فداه متوسل شده بود، و حضرت را دیده بود که به او فرموده بودند: ناراحت نباش، اجدادمان مصیبتهای زیادی کشیده اند.  

سیدعبدالکریم در پاسخ حضرت می گوید: درست است ولی هیچ یک از آنها مبتلا به ذلت اجاره نشینی نبوده اند! حضرت تبسمی میکنند و به این مضمون می فرمایند:                

 " ما ترتیب کارها را داده ایم، من میروم، چند دقیقه پس از من مساله حل        می شود"        

 آن تاجر تهرانی که قضیه را نقل می کرد در اینجا اضافه کرد و گفت: شب قبل من حضرت ولی عصر را درخواب دیدم، ایشان بهمن فرمود:   فردا صبح فلان منزل را به نام سید عبدالکریم می خری و در فلان ساعت او در فلان کوچه نشسته، میروی و کلید منزل را به او می دهی  .من از خواب بیدار شدم، ساعت 8 صبح به سراغ آن منزل رفتم، دیدم صاحب آن خانه می گوید: چون مقروض بودم دیشب متوسل به حضرت بقیة الله شدم که این خانه بفروش برسد و من قرضم را بدهم . من خانه را خریدم و کلیدش را گرفتم، وقتی خدمت مرحوم سید عبدالکریم رسیدم که تازه حضرت تشریف برده بودند                         


کلمات کلیدی: تشرف
 
نامه های آن حضرت
ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٧ 


امام زمان (عج) توقيعات متعددي به برخي از نايبان خاص، يا نايبان عام و يا بعضي از شيعيان و پيروان خود دارد. بعضي از اين نامه ها در جواب برخي پرسشها و بعضي ديگر ابتدائا از جانب آن حضرت صادر شده است. محتواي اين نامه ها حاوي مسائل متعدد و مختلفي است. مسائلي همچون : پرسش و پاسخ هاي فقهي، نقش امام در دوران غيبت، برخي هشدار ها و پيشگويي ها،تاييد و تكذيب برخي افراد، وظائف منتظران، مرجعيت فقها در عصر غيبت و...
افزون بر توقيعات ، از ان حضرت سخنان فراواني نيز در باب مسائل مختلف به يادگار مانده است. اين سخنان از جانب كساني نقل شده است كه به حضور حضرت شرفياب شده اند. محمد بن عثمان عمري دومين سفير آن حضرت مي گويد: آن حضرت را براي آخرين بار در كنار خانه خدا ديدم كه چنين مي گفت:بار خدايا آنچه كه به من وعده كردي انجام ده. و ديدم كه در مستجار پرده كعبه را گرفته و عرضه مي دارد: بار خدايا انتقام مرا از دشمنانم بگير.
در انتها مناسب است به بخشي از نامه آن امام همام به شيخ مفيد اشاره شود:
بارالها! به ما توفيق فرمانبرداري، و پرهيز از گناه و نافرماني، و نيت پاك و بي آلايش، و شناخت و معرفت به آنچه نزد تو ارزشمند است، عطا فرما، و ما را به هدايت و پايداري، گرامي دار، و زبان ما را به صدق و صواب بر كلام حكيمانه و شايسته گويا ساز، و دل ما را از علم و معرفت لبريز فرما، و شكم ما را از طعام حرام و شبهه ناك پاك گردان، و دست ما را از ظلم و تعدي و تجاوز بازدار، و چشم ما را از گناه و خيانت محفوظ دار، گوش ما را از شنيدن سخنان بيهوده و غيبت مسدود گردان.
بر گرفته از کتاب پيدای پنهان


کلمات کلیدی: توقیعات